رفتم توی دستشویی، با همه وجودم دارم زور می زنم ، یه دفه همه جا تاریک شد. مامانم داد زد: برقا رفت چیزی لازم نداری؟ گفتم خدا رو شکر. فکر کردم چشام پریدن بیرون از حدقه انقد زور زدم!!!!



موضوعات مرتبط:

تاريخ : ۱۳٩٢/٦/٢۱ | ٩:٤٦ ‎ب.ظ | نویسنده : مهتاب | نظرات ()