بخونش منکه حسابی خر شدم

دختر:

می دانی فردا عمل قلب دارم؟

پسر:

اره عزیز دلم

دختر:

منتظرم میمونی؟

پسر:رویش را سمت اتاق دختر برمیگرداند تا دختر اشکی که از گونه هایش بر زمین میچکد را نبیند

پسر:

منتظرت میمونم عشقم

دختر:

دوست دارم

پسر:عاشقتم عزیزم

...

بعد از عمل سختی که دختر داشت و بعد از چندین ساعت بیهوشی کم کم داشت هوشیاری خود را به دست می اورد به ارامی چشم باز کرد و نام پسر را زمزمه کرد و جویای او شد

پرستار:

اروم باش عزیزم تو باید استراحت کنی

دختر:

ولی اون کجاست؟گفته که منتظرم می مونه به همین راحتی گذاشت و رفت

پرستار:

در حالی سرنگ ارامش بخش را در سرم دختر خالی میکرد رو به او گفت:میدونی کی قلبشو به تو هدیه کرده؟

دختر:

بی درنگ  یاده پسر افتاده و اشک از دیدگانش جاری شد:اخه چرا؟؟؟؟چرا به من کسی چیزی نگفته بود و بی امان گریه میکرد

پرستار :

شوخی کردم بابا !رفته دستشویی!!!!!!!!!!!

الان فک کن یه درصد پسرا اینجوری باشن

/ 11 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
زهرا

خخخخخخخخخخخخخخخخخخ سلاااام من اومدم و بهت سر زدم. خخخخخیییییییییییییلی بامزه بود.

ali 72

خخخخخخخخخخخخخخخ لایک

طرح مغشوش

ممنون که به وبم سر زدی وب قشنگی داری گلم

[اضطراب]

حامد

خيلي رمانتيك بود معدم ضعف ميره[اضطراب]

مهدی

من که اینجوری هستم[نیشخند]

بانو

ممنونم از اینکه به دیدنم اومدی وبلاگ تو هم خیلی جالبه،خوشمان آمد مخصوصا این پستت که آدم رو حسابی غافلگیر میکنه خوشحال میشم بازم به دیدنم بیای [قلب][گل][گل]

elina

چی میشه.همینکه اومده بیمارستانم خیلیه[نیشخند]

از پسرا بعید بود همچین کاری ولی کم کم داشت باورم میشدا